در این مبحث با مقایسه و صحبت در خصوص تفاوتهای تخلیه و خلع ید، به موضوعیت هر دو مورد میپردازیم..
اولین و اساسیترین تفاوت دعوای خلع ید با دعوای تخلیه در این است که دعوای خلع ید، مواقعی طرح میشود که شروع تصرف فردی در ملک دیگری بدون اذن مالک صورت گرفته و ادامه داشته باشد.
ولی در مصادیق دعوای تخلیه ، شروع تصرف متصرف با اذن قبلی و مبتنی بر قرارداد است.
دعوای خلع ید جنبه کیفری نداشته و یک دعوای حقوقی و مالیست و مربوط به اموال غیر منقول مانند خانه، زمین و باغ میشود؛ ولی تخلیه ید در مورد اموال منقول و غیرمنقول قابلیت طرح داشته و یک دعوای غیرمالیست.
تشخیص این دو دعوا برای افراد ممکن است دشوار باشد. در بسیاری از موارد ، افراد به اشتباه این دعاوی را به جای هم مطرح میکنند و در نهایت به نتیجهای در خصوص خواستهشان نمیرسند و تنها زمان و هزینه زیادی صرف دادرسی در دادگاهها کرده و در نهایت از حقوق خود محروم میمانند..
لذا برای تشخیص این امر ضروری است که حتماً قبل از طرح دعوا از یک مشاور متخصص در دعاوی و قراردادها ، مشاوره حقوقی دریافت کنید.
همچنین داشتن یک وکیل متخصص در این دعاوی مسلماً در تسریع روند رسیدگی و صدور رأی تأثیرات مثبتی خواهد داشت..
دعوای تصرف عدوانی که مهمترین دعوا میان میان دعاوی تصرف است، در ماده ۱۵۸ قانون آئین دادرسی مدنی به صراحت بیان شده است، طبق این ماده: “ادعای متصرف سابق مبنی بر اینکه دیگری بدون رضایت او مال غیر منقول را از تصرف وی خارج کرده و اعاده تصرف خود را نسبت به آن مال درخواست می نماید.”
در دعوای تصرف عدوانی، مدعی در اثبات ذیحقی خود تنها به تصرفات سابق خویش استناد میکند و نیازی به اثبات مالکیت خواهان وجود ندارد.
ارکان دعوای رفع تصرف عدوانی
خواهان برای پیروزی در دعوای رفع تصرف عدوانی باید سه موضوع را اثبات نماید.
رکن اول:
سبق تصرف خواهان که مهمترین موضوع است. خواهان باید ثابت کند ملک موضوع دعوا پیش از این در تصرف او بوده است. مدت زمان خاصی برای حضور خواهان در ملک تعیین نشده؛ اما ضروریست این حضور در ملک به نحوی باشد که بتوان آن را مصداق تصرف دانست.
در مورد تصرف سابق خواهان نکته جالب توجهی که وجود دارد این است که صرف تصرف برای به نتیجه رسیدن دعوا کفایت می کند و نیازی به اثبات مالکیت خواهان نمیباشد. در واقع حتی اثبات عدم مالکیت خواهان نیز موجب رد دعوا نخواهد شد. چراکه از نظر قانونگذار در دعوای رفع تصرف عدوانی، فقط تصرف است که نورد حمایت است؛ نه مالکیت.
البته طبیعتا حمایتی مشروع و قانونی.
اگر شخصی ملکی را غصب کرده و بدون اذن مالک، آن را در اختیار خود گرفته است، نمیتواند اقدام به طرح دعوای تصرف عدوانی نماید.
اگرچه اثبات مالکیت و ارائه سند رسمی مالکیت برای طرح دعوای رفع تصرف عدوانی لازم نیست اما چنانچه متصرف سابق (خواهان دعوای رفع تصرف عدوانی)، مالک ملک نیز باشد، با ارائه سند رسمی مالکیت، دیگر نیازی به اثبات سبق تصرف خود و مشروعیت آن ندارد.
رکن دوم دعوا، اثبات لحوق تصرف خوانده است. یعنی باید اثبات شود که خوانده بعدا ملک را تحت تصرف خود گرفته است.
سومین رکن دعوا، نامشروع بودن تصرف خوانده است. نیاز است در نظر دادگاه محرز باشد که خوانده، ملک را به ناحق در اختیار گرفته و هیچ سبب قانونی و قراردادی برای تصرف خود ندارد.
در صورت اثبات موارد فوق، خوانده محکوم به رفع تصرف عدوانی از ملک خواهد شد؛ حتی اگر مالک ملک باشد.
همچنین در صورتی که حتی یکی از موارد فوق اثبات نشود، خواهان محکوم به بیحقی خواهد شد حتی اگر مالک رسمی ملک باشد.